خرید بک لینک
دو هفته اس که خونه ام، دقیقا دو هفته... روزای اول که با اشک و گریه و خبرهای تند و تلخ گذشت... روزایی پر از استرس، پر از درد، اواسط هفته ی اول، با یک حرکت از سمت داداشم هممون بهت زده شدیم... قرار بود بعد از اینکه کارش تموم شه بیاد شهر ما، خیلی طول کشید بیاد و بعدش فهمیدیم با همسرش بیرون بوده، وقتی ا

برچسب: نویسنده: پارسا خوشنام تاريخ: جمعه 12 خرداد 1396 ساعت: 5:42

صبح تلگرام رو که چک کردم دیدم استادم پیام داده: سلام، خوبی؟ خبری ازت نیست؟ فلان مقاله رو برام بفرست:|

راستش بعد از سه سال کار کردن با استاد، و اون طرح کوفتی که اونهمه جان منو گرفت، و اونهمه بلایی که سرم آورده شد همچنان مث چی از استادم حساب برده و می ترسم و نمی تونم بهش بگم آخه استااااااااااااد من وقتی کار نداشته باشم تهران موندن برام سختهههه، باید حقوقی باشه تا بتونم تهران بمونم....

هیچی دیگه به خاطر همون ترس جواب دادم: شرمنده استاد، درگیریم زیاده، سعی می کنم خیلی زود خدمتتون برسم:|

برچسب: نویسنده: پارسا خوشنام تاريخ: جمعه 12 خرداد 1396 ساعت: 5:42

درسته میگن پنج تا انگشت از نظر ظاهر متفاوتن ولی هر کدومو که ببری دردت میاد اما من که خر نیستم... میفهمم یه چیزایی سرجاش نیست

نمیخوام هم تلاش کنم برگرده سرجاش...

برچسب: نویسنده: پارسا خوشنام تاريخ: جمعه 12 خرداد 1396 ساعت: 5:42

راستش فکرشو نمی کردم که چهلمین پست این وبلاگ میخواد در مورد جدایی برادرم از همسرش باشه.... راستش فکرشو نمی کردم که آدمها میتونن تا این حد وقیح باشن، نمک بخورن و نمکدون بشکنن.... راستش فکرشو نمی کردم در یک لحظه اون حجم از دوست داشتن بخواد تبدیل بشه به یک عالمه نفرت... قبل از ازدواج چشماتونو باز ک

برچسب: نویسنده: پارسا خوشنام تاريخ: يکشنبه 7 خرداد 1396 ساعت: 8:21

دو هفته اس که خونه ام، دقیقا دو هفته... روزای اول که با اشک و گریه و خبرهای تند و تلخ گذشت... روزایی پر از استرس، پر از درد، اواسط هفته ی اول، با یک حرکت از سمت داداشم هممون بهت زده شدیم... قرار بود بعد از اینکه کارش تموم شه بیاد شهر ما، خیلی طول کشید بیاد و بعدش فهمیدیم با همسرش بیرون بوده، وقتی ا

برچسب: نویسنده: پارسا خوشنام تاريخ: يکشنبه 7 خرداد 1396 ساعت: 8:21

صفحه بندی